لیلی دیروز همراه مجنون، لیلی امروز در پی جیب مجنون وای بر حال مجنون امروز . . .





تولد عاشقانه من برای تو !  

سلام به همه عزیزانی که منو وبلاگمو دو ساله دنبال میکنن ، راستش تولد وبلاگ مرداد ماه امسال بود!
اما به دلیل فراموشی من به الان موکول شد، به همین دلیل هم یه سری حرف دل دارم که بهتون بزنم !


نمیدونم از کجا شروع کنم از کجای دل زخمیم بگم ...
 توی این مدت که این وبلاگ رو زدم اصلا فکر نمیکردم که اینجا هم یه دردی بشه روی درد های دیگم !

حرفمو نمیتونم کامل بگم مخاطب خاص میفهمه ، هر چی میخوام بگم عشق خوبه ...
نمیتونم آخه من تا حالا از عشق غیر ضربه خوردن و شکستنم چیزی ندیدم ...
چی بگم که هر چی بیشتر بگم سرتون رو درد میارم نا سلامتی تولد گرفتیم باید شاد باشیم اما نمیشه ...
با دل شکسته بخدا نمیشه شادی کرد ...

کم گفتم فقط واسه اینکه وبلاگ رو بروز کرده باشم دلم خیلی گرفته مثل همیشه اینم ترانه آخر کار که همین الان از مغزم میاد و تایپ میشه :

دلم دیدی بازم تنها موندیم / دیدی با بیکسی رفیق موندیم
برای مرحمم لیلی قصت نیومد / دیدی غصه توی چشمام بازم
از عشق دروغ دلم گرفته / چرا شادی برای ما حرومه ؟

ترانه : مهیار روزگار

نگارنده : مهیار | پنجشنبه 30 آبان1392 | 11:22 | لينک ثابت | موضوع: مطلب عاشقانه |

شعر "م" ( هدیه به من )  

سلام امروز میخوام یه شعر زیبا بذارمو برم تصمیم گرفتم از این به بعد بیشتر وبلاگ رو با ترانه هام پر کنم دیگه نایی برام نمونده تا از عشق و عاشقی بنالم . . .

بگذریم اینم شعر ، فقط یه نکته رو اینجا لازمه بگم این شعر ماله من نیست و دوست عزیزی برام سرودن که همین جا ازشون تشکر ویژه دارم ، از این ترانه به بعد ترانه های خودم رو میذارم رو وب با من همراه باشید :

نازنینم منو ببخش
منو ببخش
که تو دیار بی کسی
با اون همه نا باوری
تنهات گذاشتمو فقط
مایه عذاب تو شدم
بخدا من بی تقصیرم
بدون به عشقت اسیرم
ماه من گفتم نشو دلواپسم
اما میدونم که میگی:
دست خودم نبود عروسکم عاشقتم . . .


برچسب‌ها: مهیار, م, ترانه م, تقدیم به, مهیار روزگار, دوست دارم, عاشقانه من برای تو
نگارنده : مهیار | سه شنبه 5 دی1391 | 2:7 | لينک ثابت | موضوع: شعر عاشقانه |

نمیدونم !  

سلام بازم این عاشق دیوونه اومد !
خودمو میگم اونایی که همراهم بودن میدونن که اینجا مکانیه برای عاشقانه های من که برام اتفاق افتاده به غیر از یکی از داستانهام همه واقعین ، بگذریم بذارید پست امروز رو شروع کنم :

مطلب ادبی :
عجب دردی دارد این عشق ، هنوز که هنوز است دارم از تب عشقش عاشقانه میسوزم . چنان آتشی بر دلم زد که تا ابد فراموشم نخواهد شد !
آری او را میگوییم همان که پای ثابت اینجاست !

مطلب خودمونی و شرح :
امروز دلم خیلی گرفته ، نمیدونم شایدم باید بگم دلم شکسته از دست کسی که فکر میکردم از همه بیشتر و بهتر درکم میکنه و منو میفهمه بهم گفت : "برو بمیر" !!
اولین باری نبود که این جمله رو بهم میگفت قبلا اگه میگفت سریع عذر خواهی میکرد میگفت از دهنم در رفت اما امروز به جای عذر خواهی گذاشت و رفت . . .
نمیدونم چرا اینجا اومدمو اینا رو گفتم اما خواستم لاقل یجوری خودمو خالی کنم ، آخه میدونید تنهایی سخته . . .
دیگه نمیتونم بیشتر ادامه بدم مثل همیشه با یه ترانه از خودم این پست رو هم تموم میکنم فقط بدونید همیشه منظور اصلی رو توی ترانه هام بیان میکنم .


. . .
بسوزم از غم عشق و غریبی / ندارم طاقت هر دم جدایی
نمیدونم چرا تب کرده قلبم / نمیدونم چرا بیماره عشقم
چرا حرف منو باور نداره / چرا درد منو یک دم نداره
. . .



برچسب‌ها: عشق, شکست, عاشقانه, جدایی
نگارنده : مهیار | دوشنبه 7 فروردین1391 | 3:14 | لينک ثابت | موضوع: مطلب عاشقانه |

عاشقانه من در سالی که گذشت . . .  

سلام به همه بازدیدکنندگان عزیز وبلاگم الان تقریبا یک سال و یک ماهه که این وبلاگ رو تاسیس کردم ، حرف دلمو به خیلیا زدم ، با خیلیا درد و دل کردم ، حرف خیلی ها رو شنیدم . . .

عاشقانه من تو سالی که گذشت شاهد نظرات و همراهی خیلی از شما دوستای گلم بود عاشقانه من تو این وبلاگ از اونجایی شروع شد که من برای اولین بار عاشق شدم و شکست خوردمو و بد جور شکستم ، وقتی میومدم نظرات دلگرم کننده شما رو میخوندم میفهمیدم که هنوزم آدمیت نمرده . . .

اما تو دل بعضی ها هم مرده ، مثل همون بی معرفتی که تو اوج بی کسی تنهام گذاشت و رفت ، خدا رو شکر که رفت تازه بعد از یک سال دارم میفهمم اون هیچ وقت لیاقت من و عشقمو نسبت به خودش نداشت راستش تازه فهمیدم من اصلا عاشق نبودم و فقط بهش عادت کرده بودم . . .

بگذریم از عشق اولم و بی وفاییهاش ، بریم سر عشقه بعدی راستش مطمئن نیستم اسم اینایی که میگم عشق باشه ، بعد از یکی دو هفته تو این وبلاگ با یکی آشنا شدم که خیلی شبیه من بودم اونم شکست خورده بود ، تو یاهو با هم درد و دل کردیم و بعد از یه مدتی اون گفت : کاش ما میتونستیم ماله هم باشیم ، راستش حرفه دل منو زد تنها چیزی که مانع ما بود فاصــــــــلــــــــــــــــــــــــه بود . . .

همه چی خوب داشت پیش میرفت تا اینکه اینم سر نا سازگاری گذاشت و هر دفعه یه حرفی میزد حالا بماند چی اگه خودش به اینجا سر بزنه میدونه چی حرفایی رو میگم !

خلاصه من تو سال ۱۳۸۹ در عرض ۶ ماه دو بار شکست خوردم یعنی اشتباه پشت اشتباه ، بازم میگم البته اگه بشه اسمشو عشق یا شکست گذاشت !
بعد از این دو شکست دیگه نمیخواستم شکست بخورم ، واسه همین وقتی نامزده فعلیم سره راهم قرار گرفت اولش نمیخواستم باهاش باشم چون میترسیدم دوباره بشکنم خدا رو شکر که به بختم پشت پا نزدمو ولش نکردم بعد که با هم یکی شدیم تازه فهمیدم چه فرشته ای داشت از دستم میرفت خدا رو شکر که از دستش ندادم الان فقط اونه که مرحمه زخمای منه حرفامو میفهمه درکم میکنه من خیلی دوستش دارم توی پست قبلی اون ترانه ای که گذاشتم رو برای اون گفتم . . .

برای دیدن بقیه مطلب روی ادامه راه عاشقی کلیک کنید.


ادامه راه عاشقی...
نگارنده : مهیار | چهارشنبه 13 مهر1390 | 19:46 | لينک ثابت | موضوع: مطلب عاشقانه |

مرامه عاشقانه  

عاشقان را مرامی همچون دریاست ، رفیقان را وفایی بی همتاست !
ز بس گفتم ز درد دوری و غم ، دلم بشکسته و شوریده حال است !

اگر عاشق را به زنجیر محنت کشند باز هم دست از عشق نمیکشد ، عاشق واقعی را میگوییم نه بعضی هوسها را که با عشق اشتباه گرفته میشوند ، اینبار میخواهم مرام عشق را بازگو کنم با من باشید و بخوانید .

سلام به همه دوستای گلم اول از همه سال نو رو به همتون تبریک میگم امیدوارم سال خوب و خوشی کناره خانواده های مهربونتون داشته باشین .

اما بریم سر اصل مطلب همونطور که میدونید بیشتر پستهای این وبلاگ راجبه بدی های عشقه ولی امشب میخوام عاشقانه ای بذارم که بقولی " آنتی لاو " نباشه و راجب عشق واقعی باشه ، امشب از خوبیهای عشق براتون میگم !

کمترین خوبی عاشقی اینه که یکی هست که دوستت داره و دوسش داری !
این اولشه اما اگه به عمق این دوست داشتن بریم و واقعا برای هم ارزش قائل باشیم اونوقت این دوست داشتن میتونه تبدیل به عشق بشه ، خیلی ها میگن دوست داشتن بالاتر از عشقه اما من مخالفم به نظر من دوست داشتن و عشق مکمل هم هستن و در واقع عشق مرحله بعدی دوست داشتنه !

عشق فقط عشق زمینی نیست ، ما میتونیم عشق به خدا داشته باشیم ، هر کس که عاشق خدا باشه همه چی داره ، هم دنیاشو ، هم آخرتشو ، هم عشق زمینیشو !

برای دوست داشتن و عاشق بودن و موندن چند تا شرط لازمه که نام میبرم :
۱- علاقه دو طرفه
۲- درک کردن همدیگه
۳- برای عشق مردن و جون دادن !

اینایی که گفتم همه حرفای منه هیچ کارشناس یا روانشناسی اینا رو نمیگه اما من حرفای خودمو میزنم به نظره من با این ۳ تا شرط آدم میتونه یه عشق موفق داشته باشه که تا ابد پایدار باشه .

امیدوارم کسانی که طعم عاشقی رو چشیدن هیچ وقت طعم تلخ جدایی رو نچشن ، بازم بدی عشق رو گفتم باید ببخشید ، به امید روزی که هیچ شکست خورده ای روی کره خاکی نباشه !
در مورد خودم باید بگم از حال و هوای غم سابق اومدم بیرون خدا رو شکر این روزا و تو سال جدید حالم خیلی خوبه !
مثل همیشه با یه ترانه این پستم رو هم تموم میکنم :
اینبار یه ترانه عاشقانه میذارم که میتونید برای هم اس ام اس کنید !

نانازه من همسفره زندگیم / هستی من همسره نازنینم
امشب گلم از بس به فکرت بودم / ترانه ای نا قابل برای تو سرودم
دوستت دارم فرشته پاکه من / جیگر گوشم بدون تو تاریکه دنیای من
شبت بخیر بارون چشمای من / خوب بخوابی خانومه زیبای من

ترانه : مهیار روزگار ( رحمانی )

خیلی عاشقانه بودااا ( جون میده واسه نامزدها ! )  خداییش اگه حال کردین بگین نظرتون راجبه این پست چیه ؟

نگارنده : مهیار | چهارشنبه 17 فروردین1390 | 1:22 | لينک ثابت | موضوع: مطلب عاشقانه |

عشق مرده Love Dead  

خدا رحمت کند عشق را نظر تو چیست ؟
به نظرت هنوز هم چیزی به نام عشق مانده ؟
چرا ما اسم یک احساس ساده ، شاید هم هوس را عشق مینهیم ؟

واقعا عشق اینقدر حقیر و پوچ و . . .
نه عشق اینگونه نیست اما در این زمانه عشق را خدا . . .

سلام بازم اومدم ، حرفای زیادی دارم اما نمیدونم از کجا شروع کنم ، بدون حاشیه میرم سر اصل مطلب یعنی همون عشق !!
به نظر من توی این دور و زمونه که همه سر هم رو شیره میمالن و همدیگرو گول میزنن عشق مرده و باید دلشکسته ها دسته جمعی براش مجلس ختم بگیرن و فاتحه بخونن نظر من این بود !

درسته سنه زیادی ندارم تازه رفتم تو ۲۳ سال اما از عشق و از عاشقی بیشتر از اونچه که فکرشو بکنید کشیدم ، وای خدا چی دارم میگم باز دری وریام شروع شد . . .

خدایی اگه در وری هم باشه برای من که تجربش کردم خیلی زجر آور و دردناکه ، دارم امشب حذیون میگم میدونم اما چیکار میشه کرد اینجا هم باید یجوری بروز بشه دیگه نه ؟

بگذریم امشب حرفام زیاده اما نمیدونم چجوری بگم ، اصولا با شعر راحت ترم پس تو یه ترانه براتون میگم و تمومش میکنم ، امیدوارم همه متوجه منظورم بشن :

ای عشق چرا تو میدهی آزارم / آتش زده ای تو بر دله بیمارم
گر حاله پریشان مرا میدانی / از یاد عزیزان تو چرا میگویی
من در سفر عشق شکسته بالم / من از غم غربت همی مینالم
ای عشق تویی درد بی درمانم / بیهوده نگو که من پی جانانم
ساده بگم از دست تو من بیچارم / دارم میمیرم طاقت موندن رو من ندارم

ترانه : مهیار روزگار

نگارنده : مهیار | جمعه 29 بهمن1389 | 2:0 | لينک ثابت | موضوع: مطلب عاشقانه |

عاشقانه امشب من  

آمده ام باز با جملات مبهم و سر در گم هنوز هم گیجم نمیدانم که . . .
آه خدا نمیدانم مشکل از کجاست از من یا . . .
وای امشب عاشقانه ام ، جاودانه نیست ، امشب حالم بد جوری گرفته است . . .

سلام دوباره ممنونم که تو پست قبلی همراهم بودین و تولدمو تبریک گفتین امشب با یه عنوان عجیب و شاید هم غیر منتظره اومدم خودمم هم نمیدونم اینا چیه دارم میگم اما دقیقا هر چی به مغزم میرسه تایپ میکنم بذارین بحث رو باز کنم :

حقیقت اینه عاشقی واسه اونایی که یه شبه عاشق و شبه بعدش فارغ میشن اینجوریه ، شاید منم یه زمانی جزء همین آدمها بودم با اینکه دو بار بیشتر برام اتفاق نیافتاد اما . . .
حالا منظورمو باید فهمیده باشین که چرا عنوان رو گذاشتم عاشقانه امشب من !!
بذارین راحت بگم اگه دنباله دوستی و رفاقت هستین برین دنبال کسانی که مثل خودتون باشن ، یه سری تازه کار مثل من که پی ازدواج هستن و تا ۲۱ سالگی با هیچ دختری نبودن وقتی عاشق میشن و وقتی عشقه ما دو رو از آب در میاد وقتی اهل دوستیه و نه ازدواج اما اول آشنایی برعکس رو میگه ، منی که تجربه اینکار ها رو ندارم خوب اولش باورم میشه ولی هر چی بیشتر میگذره تازه میفهمم قضیه چیه !!

خداییش تو این زمونه عاشقی مرده یکی برای عشقش جون میده اما یارش عین خیالشم نیست !
خدا کنه اونایی که عاشق میشن عشقشون دو طرفه باشه صادق باشن با هم دروغ بینشون نباشه رو راست باشن با هم عاشقانه امشب من حرفای تلخی واسه بعضی ها داشت ، همون بعضی ها ببخشند مثل همیشه یه ترانه از خودم میذارم که از دلشون در بیاد :

وقتی که گفتی عاشقم تا آخرش کنارتم / گفتی که من بدونه تو همیشه آتیش میگیرم
با این همه حرف قشنگ باور نمیکردم بری / رفیقه گریه هام نشی تو غمها تنهام بذاری

ترانه : مهیار روزگار

نگارنده : مهیار | پنجشنبه 30 دی1389 | 22:29 | لينک ثابت | موضوع: مطلب عاشقانه |

بازگشت به عاشقانه من برای تو  

سلام به همه اونایی که از قبل به وبلاگم سر میزدن و مطالبمو دنبال کردن ، راستش من این وبلاگ رو ترک کرده بودم برای همیشه اما وقتی می اومدم و نظرات زیبای شما دوستای عزیزم رو میخوندم دلم میخواست که بازم آپ کنم اما . . .
نیومدم گله و شکایتی کنم اومدم بگم دلم واسه تک تک شما عزیزان که برام نظر گذاشتین تنگ شده بود، من اسباب کشی کردم به سایت اما اونجا جای من نبود شاید از اول هم نباید میرفتم . . .
به هر حال برگشتم که اینجا رو مثل یکی دو ماه قبل بگردونم فکر کنم تو وبلاگ بهتر میتونم دلنوشته هامو براتون بذارم و در مورد عشق بگم . . .
گفتم عشق ، راستی یعنی عشقی هم برام مونده ؟ نه نمونده بعد از اتفاقاتی که برام افتاد و دوست ندارم بازگو کنم خیلی دلتنگ بودم تنها جایی که آرومم میکرد اینجا و نظرات زیبای همه شما دوستای مهربونم بود دست همتون رو میبوسم از همتون هم ممنونم که کمکم کردین ، راستی تا یادم نرفته بگم امروز تولدمه !!!

زیادی حرفیدم دامنه جدیدم رو وصل کردم به این وبلاگ ، با اون آدرس هم از این به بعد میتونید وارد بشید آدرس اینه : www.Birahe.us امیدوارم مثل گذشته بازم بهم سر بزنید و تنهام نذارید با اجازه این پست رو با جدیدترین ترانه خودم تموم میکنم :

نیستی
ای عزیزم تو کجایی دومین باره که رفتی / میدونم که بر میگردی خودت اینو بهم گفتی
دارم از دوریت میمیرم من دیگه طاقت ندارم / آخ امونمو بریده این نبودنت کنارم
عکساتو همش میبوسم نیستی و من چشم براهم / مگه تو نمیای پیشم پس چرا آروم نمیشم
خانومی نیستی ببینی اشک زده حلقه تو چشمام / خورشیدم بیتاب و خستم عزیزم بی تو شکستم
دوباره مثل همیشه آخر این دلنوشته / بهت میگم من یه جمله عشقم خیلی دوستت دارم

ترانه : مهیار روزگار

توضیح : این ترانه رو قبلا واسه یه نفر گفتم میدونم به وبلاگ سر میزنه همین جا میگم اینو نذاشتم که فکر کنه میخوام برگرده همچی برام تموم شده ، صرفا چون جدیدترین بود و به نظر خودم یکی از ترانه های قشنگمه گذاشتم !!

نگارنده : مهیار | پنجشنبه 23 دی1389 | 8:0 | لينک ثابت | موضوع: شعر عاشقانه |

عاشقانه آخر . . .  

سلام خیلی زود عاشقانه هام توی این وبلاگ تموم شد البته دیگه عشق برام نمونده که بخوام ازش بگم اومدم آخرین پست رو بذارم و بگم اگه علاقمند به مطالب من هستین به سایت جدیدم سر بزنید اونجا منتظر همتون هستم اینم آدرسش : www.birahe.us اگه دوست داشتین منو با نام "بیراهه" لینک کنید بعد بگین با چه اسمی لینکتون کنم . . .

پی نوشت در تاریخ ۱۲/۰۷/۸۹ اضافه گردید :

شرمنده همه دوستان هستم این روزا دیگه حتی حوصله نوشتن رو هم ندارم ببخشید که اینجا رو ترک کردم اما اگه کسی اینجا رو دوست داره نظراتش رو اینجا بذاره من همیشه نظرات رو میخونم !
دلم خیلی گرفته به قول خانم دونه برف : "اگه یه هفته بدون عشق باشی چیزیت نمیشه" راست میگن الان میفهم حالا که . . .
کاش هیچ وقت این وبلاگ رو نزده بودم کاش دلتنگیامو توش نمیذاشتم فکر نمیکردم که روزی بشه که این وبلاگ رو ترک کنم دوستانی که اینجا رو دوست دارن نظر بذارن شاید دومین جدید رو وصل کردم به این وبلاگ اگه نظرات زیاد باشه حتمآ اینکارو میکنم . . .

اما حرفای نگفته من : راستش حرفایی بود و تو دلم موند که هنوزم دوست ندارم به زبونشون بیارم چون خاطرات تلخیه که فقط خودمو عذاب میده نمیخوام کسی رو تو غمم شریک کنم خدا میدونه فقط اون میدونه که چقدر دلم گرفته حتی حوصله بیرون رفتن از خونه رو هم ندارم آرزو میکنم مرگم برسه ای خدا آرزومو بر آورده کن . . . 

نگارنده : مهیار | چهارشنبه 7 مهر1389 | 23:21 | لينک ثابت | موضوع: خاطرات من |

عاشق شدم جرم است مگر ؟!!!!  

اگه یا اگر ...

اگر عاشقی جرم است میخواهم مجرم باشم حرفی هست ؟
اگر عاشقی دیوانگی است میخواهم دیوانه باشم حرفی هست؟
اصلاً دوست دارم عاشق باشم باز هم حرفی هست ؟
روزگاری غریبی است روزی دل میکنی روزی تنها می مانی !!
روزی دل میدهی روزی دل میبری !!
روزی شکسته میشوی روزی می شکنندت !!
و شاید هم روزی بشکنی، چه رسم بدی دارد این دنیا !!
اما نه روزهای خوب در راه است شاید راه چاره ای باشد آری هست !! نیست ؟

سلام به همه اونایی که مطالب رو دنبال میکنن میدونم خیلی منتظر موندین تا این آپم رو بذارم شرمنده همه تونم که دیر دیر آپ میکنم !!

اما خوب یه اتفاق تو زندگیم افتاده، که خیلی برام خوشایند بوده و خیلی راضیم خدا رو هم شکر میکنم که این اتفاق افتاده شاید اگه این اتفاق نبود من تا حالا هفت تا . . .
بگذریم بریم سر اون اتفاق شاید حدس زده باشین شاید هم کنجکاو باشین از زبون خودم بخونین باشه میگم عجله نکنین !!
من، راستش آخه، من، روم نمیشه آخه هه ، میگم الان ع نه، د نه، آهان یادم اومد "یکی را دوست میدارم" بالاخره گفتم، بعد از اون ماجرایی که ازم خوندین خیلی دلگیر بودم دلم خیلی گرفته بود همون موقه ها بود که سر و کلش پیدا شد حتمآ میگین کی ؟ تابلوئه دیگه همون که من دوسش دارم همونی که ع عااشقشم اگه عاشقو اونجوری نوشتم، خودش منظورمو میفهمه!!
ختم کلام اینه دوستش دارم، اونم دوستم داره، شاید اون بیشتر منو دوست داشته باشه، اما من که کشته مردشم.
خدا کنه همه یه روزی عاشق بشن آره ایندفعه میگم بشن اما . . .
یه جورایی مثل من عاشق بشن الان که هم من طرفمو دوست دارم هم اون منو خدا رو شکر، و این یعنی یه عشق دو طرفه و واقعی، من خیلی وقت بود دنبال این دختر میگشتم شاید باورتون نشه اما از ۴ سال پیش میدونستم باید بیاد و منتظرش بودم تا بلاخره اومد و شد آروم جونم !!!
باورش سخته اما من از ۱۸ سالگی منتظرش بودم با اینکه اصلآ ندیده بودمش !!
شاید بگین تو که منتظرش بودی چرا دنبال یکی دیگه رفتی ؟
خوب دلیلش اینه که فکر میکردم اونی که قبلآ باهاش بودم خودشه همونی که من منتظرشم اما اشتباه میکردم الان که این عشقمو میبینم میفهمم که چقدر من اشتباه کردم !!
راستی یادم رفت بگم من از کجا چجوری منتظرش بودم به شما نمیگم آخه خصوصیه اما به گل مهربونم گفتم اون میدونه نشونی هم حتی بهم داد که خودشه !!
یادم رفت بگم ما با هم دیگه یه وبلاگم درست کردیم که به اسم خودمونه همتون هم دعوت کردم به وبلاگمون شاید بعضی هاتون نیومدین اما ما منتظر بودیم به هر حال این آدرس وبمونه اگه تا حالا نیومدین حتمآ از این به بعد بیاین اینم آدرسش: www.Mahyar-Mahshid.Blogfa.com

مثل پست قبلی این پست رو هم با یه ترانه تمومش میکنم :

عشق تو شد بهونه ام دوباره / عاشق شدم این رسم روزگاره

مثل همیشه ترانه از : مهیار روزگار

راستی از این به بعد منتظر عاشقانه های واقعی من باشین . . .



پی نوشت در تاریخ ۲۸/۰۶/۸۹ اضافه گردید :
بچه ها من چند روزی میرم مسافرت نیستم اما بیام اگه نظرات زیاد باشه یه پست خیلی توپ میذارم که تا حالا نذاشتم پس تا میتونید تظر بذارین و منتظر باشین که بیام ...
سوغاتی براتون یه پست توپ میذارم پس نظر بدین !!!
نگارنده : مهیار | سه شنبه 23 شهریور1389 | 21:15 | لينک ثابت | موضوع: مطلب عاشقانه |